ارزش زن از دوران هخامنش تا کنون!
با توجه به نیازهای اجتماعی امروز زنان ایرانی ، تصمیم به بازنگری کتاب از زبان داریوش نوشته هاید ماری کخ و ترجمه دکتر پرویز رجبی در دوران هخامنشان و همچنین مقاله ای از آقای دکتر مرادی غیاث آبادی در دوران ساسانیان گرفتیم که به نظر می رسد این جستارها آنقدر گویا باشند که مخاطب با اندکی اندیشه به تفاوت های قوانین شکل گرفته برای زنان در ایران باستان و ایران معاصر پی ببرد در ادامه به اشاراتی در این مقال اکتفا می کنیم:
برگرفته از کتاب از زبان داریوش :
از منابع ایرانی چنین بر میآید که برداشت مورخان یونانی در باره زن ایرانی درست نیست. در بررسی شرایط دستمزدها دیدیم که مرد و زن در کنار یکدیگر کار میکردهاند، از حقوق برابر برخوردار بودهاند و گاه حتی کارهای سختتر را به عهده داشتهاند. مثلا گروه بزرگی از زنان کشاورز را میبینیم. سنگ سابان معمولا بیشترشان زن هستند و صیقل نهایی نگارهها با زنان بوده است.
امکانات آموزشهای هنری و مهارتهای حرفهای برای زن و مرد یکسان و حقوق آنان نیز برابر بود. در شاهنشاهی بزرگ عصر داریوش با تساوی حقوق زن و مرد سر و کار داریم. حقی که هنوز در اروپای قرن بیستم برای بدست آوردنش مبارزه میشود.
زنها میتوانستهاند به پستهای بالاتر نیز برسند. مثلا در کارگاههای شاهی همواره سرپرستی و مدیریت با زنان است. در کارگاههای خیاطی، زنان زیردست مردان کار میکردهاند.
زنان خانواده شاهی برخلاف نظر پلوتارک در پشت پردههای حرمسرا پنهان نمیماندند بلکه آزادی عمل وسیعی داشتهاند و نه فقط املاک بزرگ بلکه کارگاههای عظیمی را با همه کارکنانش اداره میکردند.
از مجموع منابع هخامنشی چنین معلوم است که زنان درباری خود سوار بر اسب می شدند و به املاک خود سرکشی میکردند. آنان مهمانیهایی ترتیب میدادند که گاه بیش از دو هزار نفر در آن شرکت داشتند.
به کمک لوحهای تخت جمشید تصویری کاملا نو از ملکههای هخامنشی به دست می آوریم. آنها عروسکهای محبوس در حرمسراها نبودهاند. به حسابها رسیدگی میکردند و دستورهای لازم را میدادهاند.
در حرم شاهی زنان زیادی زندگی میکردهاند و اتحاد آنان گامی مثبت برای تحکیم موقعیت خانوادگی آنان میشد. زندگی مردم عادی بصورت تک همسری بود و این شیوه رایج در بیرون از دربار بشمار میرفت.
زنان در همه جا از حقوقی یکسان برخوردار بودند. حتی در میان مردمانی از تیرهها و ادیان و اقوامی گوناگون که در زمان هخامنشی بسیار بودهاند.
بر اساس شمار زیاد نگارههای هخامنشی میدانیم که زنان از آرایههای زیادی برای زینت استفاده میکردند و خود هنر فراوانی در ساخت آثار هنری داشتند. از نظر لباس و کلاه و زیورالات تفاوت چندانی بین زن و مرد به چشم نمیخورد.
اینها نمونههایی اندک از جایگاه زن هخامنشی بود که در زمان اشکانیان هم ادامه پیدا کرد اما در عصر ساسانی به قهقرا کشیده شد
والبته دوران باستان ایران چه از نظر بعد مرزها و چه از نظر زمانی آنقدر وسیع است که نمی توان یک مسئله اجتماعی را به سراسر آن تعمیم داد بلکه باید آن را محدود به دوره هایی مشخص کرد
و حال به نقل از آقای دکتر مرادی غیاث آبادی به وضعیت اجتماعی حقوقی زنان در عصر ساسانیان می پردازیم:
« زن ایرانی در حالی در دوره هخامنشی به یکی از بهترین جایگاههای شایسته شأن خود دست مییابد که هنوز هم در کشورهای امروزی جهان، جنبشهای آزادیخواهانه و برابریجویانه زنان در آرزو و آرمان بدست آوردن آن هستند. داشتن شخصیت حقوقی و مالی مستقل، حقوق و امتیازهای برابر با مردان و گاه (در امور خاص زنانه) بیشتر از آنان، مدیریت و سرپرستی بنگاههای بزرگ کشاورزی و صنعتی در جامعهای تکهمسری، تنها نمونههایی کوتاه از آن است».
وضعیت ناگواری که محصول حاکمیت و قدرت بلامنازع و مهار نشده موبدان دین تازه رسمیت یافته زرتشتی بوده است که خود را نمایندگان تامالاختیار خداوند بر روی زمین میدانستند و با اتکای به همین مشروعیت و با نام دین و خدا و پیامبر، پیروان تمامی ادیان و مذاهب را به نام کافر و فساد کننده بر روی زمین کشتند و نیایشگاههای آنان را به نفع آتشکدههای درباری ویران کردند.
به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال و مایملک مرد دانسته میشده و بهایی معین داشتهاند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود 2000 سکه نقره بوده است.
موبدان ساسانی همانند روحانیان بسیاری از ادیان، از دلنگرانی عمیقی نسبت به زنان رنج میبردهاند و آنان زنان را عامل اصلی انحراف مرد از وظایف دینی میدانستهاند. شاید این نگرانیها از آنجا ناشی میشده که زنان در برابر آنان مقاومت و سرسختی بیشتری نشان میدادهاند.
آذرباد مهرسپندان در اندرزهای خود که تنها خطاب به مردان گفته شده است، سفارش میکند که تا جای ممکن مانع از رفتن زنان خود به بیرون از خانه شوند.
زندگی زناشویی زن نیز زیر نفوذ عمیق موبدان بود. دختر موظف بود در سن 9 سالگی با شوهری که برایش انتخاب میکردهاند، ازدواج کند و اگر به مدتی طولانی از اینکار سرباز میزند و زندگی بدون شوهر را ترجیح میداد، سزاوار مرگ بود.
مردان طبقه اشراف میتوانستهاند بدون محدودیت زنان متعدد بگیرند. به هر تعدادی که امکانات مالی نگهداری از آنان را داشته باشند.دستوراتی شبیه این در میان ادیان دیگر نیز دیده شده است، اما چنین به نظر میآید که جامعه هرگز از این اجازه منفعتطلبانه موبدان استقبال نکرده است.
با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه و تحریف آن کوششهای زیادی میشود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آن بسیار فراوانتر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند.
اینها شیوههای رسمی و غالب دستگاه دینی زرتشتی ساسانی است که هیچگاه بطور فراگیر در میان همگان مقبولیت نیافت و همچنین هیچ نقطهضعفی برای جامعه زرتشتی ایران بشمار نمیآید.قوانین و مقررات که هیچ ارتباطی با زرتشت نداشته و تنها از نام پر آوازه او برای پیدایی و رواج دینی به نام او سوءاستفاده کرده بودهاند.
بیگمان این نوشتار، موجب رنجش برخی از کسانی میشود که پژوهشهای تاریخی را با شعارزدگی اشتباه گرفتهاند و به شیوه رایج عوامفریبی در ایران امروز میخواهند دوستداشتههای خود را با شعار و کلیگوییهای شورانگیز و بدور از مطالعه دنبال کنند. اما این نگارنده بر این باور است که چنانچه این منابع بسیار فراوان را نادیده بگیریم و حقوق و جایگاه زن هخامنشی با زن ساسانی را به یک اندازه بستاییم، نه تنها تحریف تاریخ و دوری از واقعیتهای تاریخی، که نادیده انگاشتن کوشش هخامنشیان برای دستیابی به جامعهای آرمانی، و نیز پایمال کردن رنجها و مصائب زن زرتشتی ساسانی است.
انسانی دانستن حکومت و روحانیانی که خود را نماینده خدا بر روی زمین میدانستهاند و رفتار غیر انسانیاشان موجب تباهی و آسیب به فرهنگ و تمدن و هنجارهای زندگانی مردمان شده است، ظلمی بزرگ در حق رنجکشیدگان است.
خب حالا نظر شما چیه؟ارزش زن توی دنیای امروز که عصر اطلاعات و ارتباطاته چه جوریه؟
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود نیکی کنید(کوروش بزرگ)
با تشکر از برادر عزیزم محمد
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 17:21 توسط vandidad
|